مرتضى راوندى
746
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وظايف سپهسالار عنصر المعالى در باب چهل و يكم قابوسنامه در آيين سپهسالارى چنين مىگويد : « هميشه بيدار باش و طريقهء لشكر كشيدن و مصاف ساختن نيكو بدان ، و روزى كه مصاف افتد ، بر ميمنه و ميسره ، سالاران جنگآزموده و جهانديده فرست . . . اگرچه خصم ضعيف باشد ، او را به ضعيفى منگر و در باب آن ضعيف ، همچنان احتياط كنى . . . در حرب دليرى مكن تا لشكر را به باد ندهى . و نيز چندان بددل مباش كه از بددلى لشكر خويش را منهزم گردانى و از جاسوس فرستادن و از حال خصم آگاه شدن غافل مباش و روز و شب در طلايه فرستادن تقصير مكن . و روز مصاف چون چشم بر لشكر خصم افكنى و هردو گروه ، روى بر يكديگر نهند خندهناك باش و با لشكر خويش همىگوى . . . همين ساعت دمار ايشان برآريم و به يكبار لشكر پيش مبر ، علامت علامت ( يعنى دستهدسته ) و فوجفوج سوار همى فرست و يكيك سالار را و يكيك سرهنگ را نامزد همى كن كه فلان ، تو برو به فلان سو با قوم خويش و كسى كه حملة الامير را شايد پيش همىدار و هركه جنگ نيك كند . . . او را به اضعاف آن خدمت مراعات كن . . . در مال صرفه مكن تا غرض تو ، زود حاصل كند . . . هزيمت در دل مگير . . . هركه مرگ را بر دل خويش گرداند ، و دل از جان خويش تواند بركندن ، به هرباطلى او را از سر جان برخيزد . . . هميشه جهد كن كه از جاى خويش پيشتر روى و هرگز گامى پس مرو . . . با لشكر سخى باش . . . اگر به خلعت وصله توفيرى از پيش نتوانى كرد ، بارى به سخن خوش تقصير مكن . . . يك لقمه نان و يك قدح نبيذ بىلشكر خويش مخور كه آنچه نان پاره كند سيم نكند ، آنچه شرط تدبير است همى كن . » « 1 » مقابله با دشمن در ميدان جنگ در كتاب راحة الصدور راوندى ضمن شرح سلطنت طغرل بن محمد بن - ملكشاه مطالبى از راه و رسم صفآرايى و طرز روبرو شدن با دشمن نوشته شده است كه ما قسمتهايى از آن را نقل مىكنيم ، در مقدمه مىنويسد : « صفهاى مصاف در روز جنگ چند نوع است و در هر محلى و مكانى به طرزى خاص بايد صفآرايى شود . صف بر دو گونه است « پيوسته و گسسته » پيوسته بر سه گونه بود ، راست و خفته و مثلث . و جمله را از ميمنه و ميسره و قلب و جناح چاره نبود . و صف گسسته آن زمان بايد كه سپاه تو همه سوار و سلاحدار بود ، در جاى فراخ ، تا همه جوقجوق توانند ايستادن . و آن بهتر كه هرجوقى بر سه سوى بود كه اين يك سوى پسين ركنى بود آن دو سوى پيشين را . مصافگاه و رزمجاى ، چنان بايد كه لشكر يكديگر را ببينند و كاركرد و هنر به يكديگر نمايند . . . و بداند كه دشمن به چه سلاح كار مىكند و به كدام سلاح دفع او مىبايد كردن . . . و بايد لشكر به كار فرمودن سلاح ماهر باشند و پيش از جنگ به همهء سلاحها كار كردن آموزند و ادمان ( ادامه دادن ) كنند . اگر لشكر دشمن بيشتر پياده بود و سپاه شاه سوار ، حربگاه پهن و فراخ گزيند و صف سپاه خويش مقوس كند و به هردو كنارهء صف دو جوق بدارد ، بيرون صف ، تا ركن آن صف باشند و
--> ( 1 ) . قابوسنامه ، پيشين ، ص 223 .